
روز 5 تقویم ظهور: سنگ ساکت نمیماند
دسامبر 4, 2025
روز 7 تقویم ظهور: مثل سنگ، مثل درخت
دسامبر 6, 2025روز 6 تقویم ظهور: سنگها در جامعه
آنچه اکنون به عنوان یک مسیحی باور دارم این است که ما با فیض و محبت خدا از طریق عیسی مسیح نجات یافتهایم.
با این حال، کلیسایی که در آن بزرگ شدم، نقش بسزایی در شکلگیری تصویری متفاوت از خدا به عنوان یک مستبدِ مقتدر و بیرحم ایفا کرد.
در یک کلیسای قانونگرا (شریعتگرا)، ایمان با انضباط روحانی و اطاعت سنجیده میشود.
در حالی که انضباط شخصی میتواند برای سلامت معنوی مفید باشد، تأکید بیش از حد بر انضباط به قیمت نادیده گرفتن عشق و رحمت، روابط و از قضا خودِ ایمان را نابود میکند.
مربیان گروه کلیسایی من بهویژه متعصب بودند و به رشد معنوی از طریق تمرینات روحانی سختگیرانه اعتقاد راسخ داشتند؛ جایی که هر یک از ما قرار بود با فشار آوردن به خود تحت یک روال روحانی خشک، به یک مسیحی عاشق خدا تبدیل شویم.
آنها نام این کار را مسئولیتِ پاسخگویی به نجات و محبت خدا میگذاشتند.
اما تا حدی که اگر حتی یک جلسه کلیسا را برای تمرین پیانو از دست میدادید، شما را وادار به احساس گناه میکردند.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، حسرت میخورم که بیش از ۱۰ سال از آخر هفتههایی را از دست دادم که میتوانستم وقف پیشرفت در هنر پیانو نوازیام کنم.
با گذشت زمان، کلیسا تبدیل به یک نفرین شد.
قوانین سختگیرانه و نظارت دائمی تقریباً مرا تا سرحد مرگ معنوی خفه کرد.
در سال آخر دوره لیسانس، آیندهام پس از فارغالتحصیلی در هالهای از ابهام بود.
زیر بار فشار عظیم ناشی از تحصیل و کلیسا، دچار یأس عمیقی شدم.
وقتی افراد کلیسا متوجه وضعیت من شدند، چیزهایی مثل این گفتند: «باید یاد بگیری احساساتت را کنترل کنی.»
عدم همدردی آنها تا عمق وجودم را سوزاند و تلخی و خشم در درونم علیه مسیحیان و علیه خودِ خدا شعلهور شد.
دو سال بعد، در اوایل دوران کووید در سال ۲۰۲۰، از کلیسا جدا شدم.
در وضعیت خشم مداوم بودم و بر سر خدا فریاد میکشیدم.
چرا نواختن و یادگیری پیانو اینقدر سخت است، بهویژه با آن همه زمانی که در کلیسا هدر رفت؟
برای بیش از یک سال، در ناامیدی، تلخی و یأس زندگی کردم.
اما یک سوال مدام در قلبم طنینانداز میشد: خدایا، تو کی هستی؟
در سه سال بعدی، به لطف فیض خدا، او مسیحیانی از انواع مختلف را وارد زندگیام کرد؛ کسانی که از کلیساهای دیگر مهربانی و عشق نشان دادند، کسانی که روشنفکر و متفکر بودند، و کسانی که به بازسازی ایمانم کمک کردند.
در جستجوی حقیقت، شروع به بازخوانی کتاب مقدس کردم و همزمان کتابهایی درباره علم، فلسفه، روانشناسی، تاریخ و حتی بیخدایی (آتئیسم) را با ولع میخواندم.
با این حال، ایمانم تا زمانی که به آلمان آمدم کاملاً احیا نشد.
در مارس ۲۰۲۳، برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد پیانو به دوسلدورف رسیدم، اما ناگهان برنامه متوقف شد.
تمام واحدهای ترم و شهریههایم به سادگی دود شد و به هوا رفت.
دوباره کاملاً ناامید و فرسوده شده بودم.
خواهری از یک کلیسا ناامیدی مرا دید.
او مرا به دعا دعوت کرد.
ما با هم به اتاق کوچکی رفتیم و دو ساعت در قالب گفتگو و رفتوبرگشت دعا کردیم.
این دعا شبیه هیچ دعایی نبود که تا به حال تجربه کرده بودم.
طوفان درون من به آرامی فروکش کرد و از اعماق وجودم آرامش، گرما و شادیای جوشید که هرگز پیش از آن نشناخته بودم.
در حال دعا، با چشمان بسته، صدای آرامی را شنیدم که زمزمه کرد: «تو محبوب هستی (دوست داشته شدهای).»
از آن زمان، با وجود مشکلات متعدد، توانستهام در برابر چالشها محکم بایستم و بعداً در یک دانشگاه موسیقی با یک استاد فوقالعاده پذیرفته شدم.
تاکنون به نتایج امیدبخشی دست یافتهام و شرایط مختلف اطرافم همچنان رو به بهبود است.
همه اینها به لطف فیض خدا، و از طریق امید، عشق و حمایت دوستان جدیدی است که او سر راه من قرار داده است.
