
روز 3 تقویم ظهور: خدا تنهام نمیذاره
دسامبر 2, 2025


جلوی پنجره، نشسته کنار پنجره، دوچرخههای عبوری را میشمارم و منتظر صدای زنگ [دوچرخه] پدر و مادرم هستم که از سر کار برمیگردند. آن زمان، پنجره دنیای کودکی بود، نقطه آغاز تمام امیدها.
نشسته کنار پنجره، به برگهای ریزان بیرون نگاه میکنم. آنها تاب میخورند، گویی همه جان دارند. آنها یاران من هستند، همبازیهای من، که در باد با من نجوا میکنند و بازی میکنند.
نشسته کنار پنجره، با دست گرفتن به پوملوهای (گریپ فروت) کوهستان، مسیر ماشین بعدی را حدس میزنم. آن معصومیت، آن وابستگی، باعث میشد زخمهای دل در سکوت التیام یابند.
اما وقتی کرکره را پایین میکشم و تمام خستگی روز را زمین میگذارم، در عوض با آن واقعیترینِ خودم در تاریکی روبرو میشوم.
تا اینکه صدایی از میان نور آمد. محبت او چون جزر و مدی مرا در بر گرفت، تمام گناهان را ذوب کرد و مرا از اعماق پرتگاه بیدار کرد. من برمیخیزم و به سوی آن در میروم. درونِ در نور است، و پشتِ در، زندگی نو.