
روز 10 تقویم ظهور: جاده سنگی
دسامبر 9, 2025
روز 12 تقویم ظهور: آب زنده در غسل تعمید
دسامبر 11, 2025روز 11 تقویم ظهور: سنگ درون من
کلیسای جامع یوهانس یکی از مرتفعترین کلیساهای دوسلدورف است. وقتی طوفان میآید، همیشه سنگها یا تکههای آجر روی زمین میافتند. مردم از این سنگهای در حال سقوط دوری میکنند، چون آسیبزنندهاند و باعث جراحت سر میشوند. اما خیلی اوقات، ما نمیتوانیم از سنگهای زندگیمان اجتناب کنیم. مجبوریم با آنها زندگی کنیم.
یکی از سنگهایی که من دارم، مادرمان است. او بیماری اعصاب و روان دارد. این یک بیماری ارثی از پدربزرگمان است. او این بیماری را به فرزندانش، از جمله مادر ما، منتقل کرد. مادر من از کودکیِ من بیمار بوده است، اما از رفتن به دکتر خودداری میکرد. بیماری او زندگی خانوادگی ما را بسیار بسیار دشوار کرد. زندگی با یک مادر بیمار برای من آنقدر غیرقابلتحمل بود که تصمیم گرفتم وطنم را ترک کنم و برای یک تحصیل طولانیمدت به آلمان بروم – تحصیل در رشته الهیات.
بعد از اینکه تحصیلات الهیاتم را تمام کردم، در کلیسا شغلی پیدا کردم. در کمال تعجب، من باید به بسیاری از افراد بیخانمان خدمت میکردم که همیشه از نظر روانی بسیار بیمار هستند، اما آنها هم مثل مادرمان، از دیدن دکتر امتناع میکنند. من با همان سنگی روبهرو شدم که سعی داشتم از گذشتهام از آن فرار کنم. اما اکنون ایمان به من قدرتی میدهد تا آن را به دوش بکشم – و امیدم این است که بتوانم این افراد بیمار را تا پیش پزشکان همراهی کنم تا بتوانند درمان دریافت کنند، شفا یابند و زندگی تازهای داشته باشند.
چگونه میتوانم این تجربه را تشبیه کنم؟ شاید شبیه یک سنگ کوچک در صدفِ یک نرمتن باشد: سنگ صدف را آزار میدهد، اما صدف نمیتواند از آن اجتناب کند. صدف باید با این سنگ تیز و سخت زندگی کند. با این حال، این سنگ درون صدف، صدف را از عمیقترین لایهها دگرگون میکند؛ و سنگ درون صدف نیز با گذشت زمان به یک مروارید تبدیل میشود.
