روز 2 تقویم ظهور: در مورد کلیسای یوهانس

روز ۱ تقویم ظهور: تقویم ظهور چیست؟
نوامبر 30, 2025
روز 3 تقویم ظهور: خدا تنهام نمیذاره
دسامبر 2, 2025

روز 2 تقویم ظهور: در مورد کلیسای یوهانس


خوش‌آمدید به کلیسای پروتستان یوهانس در دوسلدورف
نام من «اووه فتر» (Uwe Vetter) است. من سال‌های زیادی کشیش این کلیسا بوده‌ام و می‌خواهم چند نکته درباره این ساختمان برایتان بگویم.

سنگ‌ها… کلیساها از سنگ ساخته شده‌اند و سنگ‌ها معمولاً به عنوان چیزی بی‌جان شناخته می‌شوند، یک ماده مرده. اما در سنت کلیسایی ما و در کتاب مقدس ما بخش‌هایی وجود دارد که می‌گویند سنگ‌ها هم می‌توانند زنده باشند؛ lebendige Steine (سنگ‌های زنده). کلیساها ساختمان هستند، اما واژه «کلیسا» همزمان به معنای اجتماع انسان‌ها در کلیسا نیز هست. ساختمان‌ها، سنگ‌ها و سنگ‌های زنده (انسان‌ها)، در سنت مسیحی ما همگی با یک واژه بیان می‌شوند.

نکته خاص در یک کلیسا این است که ما حتی درباره بنیان‌گذار کلیساها و مسیحیت، یعنی عیسی مسیح، می‌گوییم که او «سنگ زاویه»  کلیساست. شاید با اصطلاح سنگ زاویه آشنا باشید، اگر مثلاً تجربه ساخت خانه خودتان را داشته باشید. وقتی واقعاً خانه‌ای را از نو می‌سازند، ایستایی (استاتیک) ساختمان تعیین‌کننده است و سنگ زاویه معمولاً بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بلوکی است که تمام وزن ساختمان روی آن قرار می‌گیرد. و این ایده اصلی تصویر «سنگ زاویه» است. در سنت مسیحی می‌گوییم عیسی مسیح سنگی است که همه چیز بر آن تکیه دارد. اگر این سنگ را از دیوار بیرون بکشید، همه چیز فرو می‌ریزد. این ایده تصویری پشت آن است.

ما در اینجا، در کلیسای یوهانس، ساختمانی داریم که بسیار قدیمی به نظر می‌رسد، اما عمر آن تنها حدود ۱۳۰ سال است. در زمان تأسیس، ما یک ساختمان کلیسای بزرگ داشتیم؛ یک سالن بزرگ و یکپارچه از ورودی تا محراب. سپس جنگ باعث خرابی‌هایی شد و زمانی که این خرابی‌ها بازسازی شدند، «خانه اجتماع» را در قسمت جلویی کلیسا ساختند، به طوری که سالن اصلی کلیسا کمی کوتاه‌تر شد. اما ساختمان همچنان دلگیر و خاکستری تیره بود. برای سال‌های طولانی ما ساختمانی داشتیم که از بیرون بسیار باشکوه بود، اما وقتی واردش می‌شدید، بسیار دلگیر به نظر می‌رسید؛ نه دوستانه بود، نه نور خوبی داشت و نه جو تأثیرگذاری.

سپس پیشینیان من، کشیش «نوی‌تینگ» ، در ورودی یک کافه کاملاً مدرن راه‌اندازی کرد. کافه‌ای که باز بود، روشن بود، مدرن چیده شده بود و این پیام را می‌داد: کلیسا جایی است که هر کسی اجازه ورود به آن را دارد؛ جایی که انسان‌ها دور هم جمع می‌شوند تا چیزی را تجربه کنند که در بیرون وجود ندارد. و این در واقع ایده اصلی کلیساهاست. اینجا در مرکز شهر دوسلدورف، فضا بسیار شلوغ و پر سر و صداست. مغازه‌ها، ترافیک، ماشین‌ها و ماشین‌های پلیس با آژیر عبور می‌کنند. اما کلیساها ذاتاً فضایی هستند که سکوتی محافظت‌شده ایجاد می‌کنند. شما وارد کلیسا می‌شوید، انگار وارد یک واحه مصنوعی در میان کویر شده‌اید. آنجا ساکت است. در کتاب مقدس یک بازی با کلمات وجود دارد، یک بازی با کلمات عبری، که می‌گوید: «آنجا که انسان‌ها سکوت می‌کنند، شنیده می‌شود که خدا با ما سخن می‌گوید.» آنجا که انسان‌ها ساکت هستند، صدای خدا را می‌شنوند. این ایده مکان‌های مقدس است؛ ایده کلیساها، معبدها، مساجد و کنیسه‌ها. جایی که انسان‌ها آرام می‌گیرند، صدای خدا را می‌شنوند.

ما تلاش کردیم کلیسای یوهانس را به جایی تبدیل کنیم که حتی انسان‌هایی که مذهبی نیستند، وقتی وارد می‌شوند، این تجربه را حس کنند. ما در سال ۲۰۰۸، یعنی چند سال پیش، سالن کلیسا را بازسازی کردیم. من هنوز یک قطعه باقی‌مانده دارم، سنگی که معمار پیشنهاد داده بود و این دقیقاً همان سنگِ کفِ روشنِ بخش «آپسیس»  ماست. آپسیس بخشی از کلیساست که محراب در آن قرار دارد. در این بخشِ گردِ آپسیس، جماعت گرد هم می‌آیند تا در مراسم عبادت، «شام خداوند» را جشن بگیرند؛ بازآفرینی شام آخر عیسی. و طبق باور مسیحی ما، این لحظه‌ای است که واقعاً تماسی فیزیکی بین آسمان و زمین رخ می‌دهد. وقتی نان و شراب می‌خوریم، مثل این است که با خدا دست می‌دهیم یا خدا با ما دست می‌دهد. ایده پشت آن این است. و این اتفاق در این بخش روشن رخ می‌دهد و سنگ‌ها این بخش روشن را مشخص و متمایز می‌کنند. ما در سال ۲۰۰۸ با معمار صحبت کردیم که چگونه می‌توان این را به تصویر کشید، و نتیجه چیزی است که اکنون می‌بینید.

ما کلیسا را طوری ساختیم که همه کسانی که در بالکن‌ها نشسته‌اند، دیدی به محراب داشته باشند؛ نه اینکه فقط بشنوند، بلکه بتوانند ببینند. و این در زمانه ما بسیار مهم است، زیرا بسیاری از مردم توانایی شنیدن (گوش دادن عمیق) را از دست می‌دهند. از طریق موبایل و تلویزیون، همه عادت کرده‌اند فقط با چشم تجربه کنند. یعنی در یک کلیسا باید بتوان نه تنها شنید، بلکه چیزی را هم دید.

و این‌گونه است که سنگ‌ها ناگهان در دوران مدرن مهم می‌شوند. آن‌ها ما را از زندگی عادی جدا می‌کنند و فضایی را آزاد می‌کنند که در آن آرامش هست، در آن چیزی خاص وجود دارد و می‌توان حضور خدا را تجربه کرد. سنگ‌های زاویه… کلیساها سنگ‌های زاویه در شهر دنیوی هستند. مردم امروز این‌گونه تجربه می‌کنند و در دوران مدرن ما نیز همین‌طور است؛ جایی که همه چیز تغییر می‌کند، دین تغییر می‌کند و انسان‌ها فکر می‌کنند می‌توانند بدون خدا خوب زندگی کنند، تا روزی که جای خالی او را حس کنند.

این بود صحبت‌های ما از کلیسای یوهانس در دوسلدورف. بسیار متشکرم.